از تجربه‌های شکست ERP درس بگیریم- 3

مطالعه موردی شرکت HP

محصولات شرکت HP به عنوان محصولاتی باکیفیت خوب و قیمت قابل قبول در بازار شناخته می‌شوند. محصولات این شرکت هر یک به صورت مستقل طراحی، تولید و بازاریابی می‌شوند، بنابراین شرکت دارای ساختاری غیرمتمرکز است. با افزایش حجم فروش شرکت از اوایل دهه 90، شرکت HP تصمیم گرفت فرایندهای کسب‌وکار خود را مجدداً سازمان‌دهی کند تا پاسخگوی پیچیدگی‌های ایجاد شده در عملیات تدارکات و تولید باشد. به این ترتیب معاون مدیرعامل شرکت HP در سال 2004 با معرفی یک مدل سازمانی جدید به مدیران ارشد شرکت، اعلام کرد که برای ادغام کسب‌وکار و IT در تمام واحدهای این مجموعه و یکپارچگی حوزه‌های عملیاتی زنجیره تأمین، از یک راهکار یکپارچه ERP استفاده خواهند کرد.

اما چه مشکلاتی پروژه ERP شرکت HP را با شکست مواجه کرد؟

جزئیات بسیاری وجود دارند که روی هم جمع می‌شوند و مشکل ایجاد شده حاصل جمع این جزئیات است؛ اما در این مورد خاص، جزئیات دچار هم‌افزایی شدند و نتیجه از آن چه انتظار می‌رفت فاجعه‌آمیزتر بود.

این مشکلات را می‌توان به صورت زیر بیان کرد:

کار کردن در تیم‌های مختلف

تیمی که راهبری پروژه را برعهده داشت، می‌بایست با بخش‌های مختلفی از شرکت همکاری می‌کرد که این مسئله با دشواری‌هایی همراه بود. از سویی تیم‌های درون‌سازمانی مستقل از یکدیگر عمل می‌کردند و ارتباطات میان آن‌ها بسیار ضعیف بود. مثلاً جریان ارتباطی میان مسئولین تدارکات و کارشناسان دریافت سفارش به کندی پیش می‌رفت.

یکپارچگی داده‌ها

مشکلات زیادی در یکپارچگی داده‌ها وجود داشت. کمبود آموزش و ضعف در مدیریت داده‌ها دلایل اصلی این مشکلات بودند. از سوی دیگر تعداد زیادی از سفارش‌های ثبت شده توسط مشتری در سیستم قدیمی، به سیستم جدید، وارد نشده بود.

پیش‌بینی تقاضای محصولات

بخش فروش سِرورها نتوانست به درستی تقاضا و فروش خود را برای سِرورهای سفارشی پیش‌بینی کند و در واقع رقم محقق شده 35% بالاتر از رقم پیش‌بینی شده بود. به این ترتیب از سویی سِرورهای استاندارد زیادی در انبار باقی ماند و امکان تولید و تحویل تعداد زیادی از سفارش‌های سِرورهای سفارشی در عمل وجود نداشت.

برنامه‌ریزی ضعیف و آزمون نامناسب

بسیاری از مدیران معقتد بودند برنامه‌ریزی کافی برای فعالیت‌های آماده‌سازی فرایند استقرار صورت نگرفته است. سیستم تنها برای دریافت سفارش‌های استاندارد مورد آزمایش قرار گرفته بود و نه برای سفارش‌های غیراستاندارد. بنابراین وقتی سیستم شروع به کار کرد برخی سفارش‌ها ثبت می‌شد و برخی که نیاز به تنظیمات مشخصی از جانب مشتری داشت، با مشکل مواجه می‌شد.

از شکست این پروژه ERP چه چیزهایی یاد بگیریم؟

شکست پروژه استقرار ERP در شرکت HP را نمی‌توان مربوط به ضعف شرکت ارائه دهنده راهکار دانست. گرچه مسائل ایجادشده، مسائلی تکراری در این حوزه بودند و طبیعتاً راه‌های پیشگیرانه‌ای برای حل آن‌ها وجود داشته است اما برنامه‌ریزی ناکافی و درک غیرواقع‌بینانه از پروژه را می‌توان از مهم‌ترین علت‌های شکست دانست. یکی از مفاهیم اصلی که با استفاده از ERP در سازمان جاری می‌شود، یکپارچگی است. در صورتی که در شرکت HP زیرساخت‌های لازم برای تسهیل ارتباطات و یکپارچگی وجود نداشت و راهکاری به این منظور در نظر گرفته نشده بود. به این ترتیب با در نظر گرفتن چنین مسائلی و درس گرفتن از علت‌های شکست پروژه‌های ERP می‌توانیم ریسک شکست را برای خود تا حدود زیادی کاهش دهیم.

Share Button

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *