استراتژی‌های زنجیره تأمین

تفکر سنتی پیرامون استراتژی‌های زنجیره تأمین به چند مفهوم محدود شده است. در این دسته از نوشته‌ها تلاش می‌کنیم این مفاهیم را مرور کنیم، کاستی‌های آن‌ها را نقد کنیم و در نهایت رویکردهای جایگزین در استراتژی‌های زنجیره تأمین را معرفی کنیم که به واقع در طراحی و ایجاد یک زنجیره تأمین مؤثر به شما کمک کند. با شناخت رویکردهای مختلف می‌توانید راهکار نرم‌افزاری خود را بهتر انتخاب کنید و به خودکار شدن فرایندها بسنده نکنید.

احتمالا مطالب زیادی در جاهای مختلف راجع به استراتژی‌های زنجیره تأمین خوانده‌اید. می‌توان گفت همه این مطالب مفاهیم مشابه را در چهار حوزه اصلی بیان می‌کنند:

  • زنجیره تأمین ناب یا Lean SCM ؛ این مفهوم بر قابلیت کاهش هزینه‌ها را در زنجیره تأمین متمرکز است.
  • زنجیره تأمین چابک یا Agile SCM ؛ این مفهوم متمرکز بر ایجاد قابلیت پاسخگویی در زنجیره تأمین است.
  • زنجیره تأمین تعویقی یا Postponement SCM ؛ این مفهوم مبتنی بر این ایده است که تخصیص منابع یا تولید محصولات جدید باید تا حد ممکن تا رسیدن به زمان واقعی پاسخگویی به تقاضا به تعویق بیفتد.
  • زنجیره تأمین احتکاری یا Speculation ؛ این استراتژی مبتنی بر ایده صرفه‌جوئی با تولید انبوه است که هزینه‌های سربار را در حجم بالای تقاضا کاهش می‌دهد.

پروفسور های لی استاد دانشگاه استنفورد، چهار مدل را برای طراحی زنجیره تأمین مطرح می‌کند که مشابه همین دسته‌بندی است. این چهار مدل شامل:

  • زنجیره تأمین کارآمد
  • زنجیره تأمین با حذف ریسک‌ها
  • زنجیره تأمین پاسخگو
  • زنجیره تأمین چابک

مدل‌های مشابهی نیز  مطرح شده‌اند اما عمومی بودن آن‌ها سبب شده که امکان پرداختن به جزئیات و در نتیجه آن طراحی مناسب یک زنجیره تأمین برای پاسخگویی به مسائل دنیای واقعی در عمل وجود نداشته باشد. برای مثال از مفهوم “طراحی ناب” تنها “استراتژی کاهش هزینه” درک می‌شود که استراتژی سطح بالاتری (سطح کسب‌وکار) است و نمی‌تواند به صورت جزئی اهداف طراحی ناب را در زنجیره تأمین پیاده‌سازی کند. از سوی دیگر ممکن است به تناسب مدل کسب‌وکار و روال‌های کاری شما امکان بهره‌گیری از مزایای هر یک از این استراتژی‌ها در عمل ممکن نباشد. بنابراین پرسش‌هایی قابل تأمل مطرح خواهد شد:

آیا می‌توان گفت این مفاهیم حقیقتاً می‌توانند “استراتژی زنجیره تأمین” باشند؟

آیا این مفاهیم دارای ارزش استراتژیک هستند؟

آیا می‌توان به همین ترتیب از آن‌ها در طراحی زنجیره تأمینی که پاسخگوی نیازمندی‌های واقعی کسب‌وکار باشد بهره گرفت؟

در نوشته‌های آینده با بررسی دقیق‌تر هر یک از این استراتژی‌ها، نقاط ضعف و قوت آن‌ها و جایگزین‌های آن‌ها، به این پرسش‌ها پاسخ خواهیم داد.

Share Button

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *