Micromanager ها چگونه می‌توانند انگیزه کارکنان خود را از بین ببرد؟

اگر در جایگاه یک مدیر هستید و معتقدید تنها راه انجام درست همه کارها و وظایف آن است که خودتان شخصاً آن‌ها را انجام دهید، فکر می‌کنید اگر در انجام کوچک‌ترین کارها مشارکت نکنید اعضای تیم نمی‌توانند به درستی و منطبق با استانداردهای شما آن را انجام دهند، اگر معتقدید در صورت تأخیر در تحویل کار، اعتبار شخصی شما خدشه‌دار می‌شود، اگر دخالت مستقیم و بیش از حد در کار تیم را تنها راه اثبات ارزش خود برای سازمان می‌دانید، حتماً یک Micromanager هستید اما ممکن است ندانید! همان‌طور که در مطالب قبلی به آن اشاره شد، Micromanagement یک عامل مهم در بی‌انگیزه کردن کارکنان است. متأسفانه اغلب مدیرانی که چنین رفتاری دارند، توجیهی منطقی برای خود دارند و نمی‌توانند تصویر بزرگ‌تر و تأثیرات مخرب این رفتار بر تیم، سازمان و خودشان را در آینده ببینند.

 

علائمی که نشان می‌دهد شما یک Micromanager  هستید

  • هیچ‌گاه از نتیجه کار کارکنان خود راضی نیستید؛
  • اغلب احساس ناامیدی می‌کنید، چرا که راه‌حل‌های دیگری برای انجام وظایفی که به افراد خود محول کردید، در ذهن دارید؛
  • بر جزئیات تمرکز می‌کنید و برای اصلاح آن‌ها سختی می‌کشید؛
  • می‌خواهید پیوسته بدانید که هر کدام از کارکنان شما در هر لحظه کجا هستند و بر روی چه چیزی کار می‎کنند؛
  • به تناوب از کارکنان خود می‌پرسید وضعیت به چه صورت است؛
  • ترجیح می‌دهید رونوشتی از تمام نامه‌های الکترونیکی برای شما نیز ارسال شود.

توجه به جزئیات و تلاش برای تضمین انجام کارها قطعاً بسیار بااهمیت است. از سویی ممکن است انجام هر یک از موارد بالا در مورد برخی پروژه‌های خاص بلامانع باشد. آن‌چه که Micromanagement نامیده می‌شود، به کارگیری همه موارد ذکر شده در مورد تک تک فعالیت‌ها است.

 

برای شفاف‌تر شدن این مفهوم، بازخوردهای زیردستان و سرپرست آقای الف، مدیر ارشد سازمان ب را بررسی می‌کنیم:

آقای الف همیشه از جزئیات می‌پرسید و نمی‌توانست از کوچکترین مسائل بگذرد. او باید بداند که زمان او ارزش بیشتری دارد و باید بهتر مدیریت شود. او باید از جایی به بعد به کارکنان خود برای انجام کارها اعتماد کند در غیر این صورت هم آن‌ها را بی‌انگیزه کرده و مانع رشدشان می‌شود و هم زمان خود را به هدر داده است.

آقای الف بااستعدادتر از آن است که به برخی فعالیت‌های سطحی بپردازد. او می‌تواند زمان خود را صرف مسائل استراتژیک‌تر کند و به جای انجام همه کارها، اولویت‌های سازمانی را ملاک قرار دهد.

” آقای الف اغلب خود را درگیر اموری می‌کند که ضرورتی ندارد و به این ترتیب تنها مانعی برای پیشرفت کار‌ها می‌شود. “

 

Micromanagement کارکنان را در شرایطی قرار می‌دهد که نمی‌توانند مستقل عمل کنند و تفکر خلاق خود را در حل مسائل به شیوه خودشان به کار گیرند. به این ترتیب کارکنان شما که قادر به رشد و توسعه توانمندی‌های خود نیستند، به تدریج بی‌انگیزه خواهند شد و احساس می‌کنند توانایی و شایستگی‌های لازم را برای انجام مسئولیت‌های خود ندارند. تداوم این شرایط منجر به ترویج خصومت و دشمنی در محیط کاری می‌شود.

این شیوه مدیریتی ممکن است در کوتاه‌مدت نتایج خوبی به شما نشان دهد اما در بلند مدت بر کل تیم، سازمان و مدیری که این شیوه مدیریت را اتخاذ کرده، تأثیرات منفی می‌گذارد. در واقع شما به عنوان یک مدیر نقطه ضعفی در سازمان خود ایجاد کردید که به واسطه آن بدون حضور شما (و مشارکت بالای شما در تصمیم‌گیری‌ها) قادر نیست عمل کند.

 

Ref.

https://hbr.org/

http://www.businessinsider.com/

Share Button

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *