اهمیت روان‌شناختی تجربه کاربری در طراحی محصول

شاید داستان پیرمردی که از چند نفر درخواست کرد با لمس کردن یک فیل در اتاقی تاریک، حدس بزنند که چه چیزی را لمس کرده‌اند، شنیده باشید: کسی که پای فیل را لمس کرده بود، فیل را مانند یک ستون تصور می‌کرد، کسی که کنار دم فیل ایستاده بود، فیل را مانند یک طناب تصور می‌کرد، کسی که عاج فیل را لمس کرده بود، فکر می‌کرد فیل باید شکلی شبیه شاخه‌های یک درخت داشته باشد. پس از اینکه هر کس تجربه خود را بازگو کرد، پیرمرد با اینکه تفاوت­های بزرگی در تصورات افراد از یک مسئله واحد مشاهده کرده بود، گفت: «همه شما درست گفتید، چون هر کدام تنها بخشی از فیل را لمس کرده بودید.»

داستان پیرمرد و فیل تداعی‌کننده این مسئله است که دیدگاه‌های مختلفی از یک نوع طراحی محصول میان مشتریان وجود دارد. مشتریان با پیشینه‌ها، تحصیلات و تجربه‌های مختلف در زندگی به یک مفهوم می‌نگرند؛ یک طراح بصری از یک زاویه دید به مسئله طراحی تجربه کاربری نگاه می‌کند، طراح تعاملات از زاویه‌ای دیگر و برنامه‌نویس هم از زاویه‌ای دیگر. این مسئله بسیار مهم است که در طراحی محصول، اجزای یک فیل را که دیگران ممکن است تجربه کنند، ببینیم.

شما در مورد مشتریان چه می‌دانید و چه‌طور می‌توانید دانسته‌های خود را در طراحی تجربه کاربری به کار گیرید؟ مشتریان چه ویژگی‌هایی دارند؟

  1. مشتریان نمی‌خواهند بیش از حد فکر کنند یا کاری انجام دهند؛
  • مشتریان برای انجام یک وظیفه، کمترین فعالیت ممکن و کوتاه‌ترین راه را انتخاب می‌کنند.
  • مشتریان انتظار دریافت کمترین حجم اطلاعات را دارند (ترجیح می‌دهند اطلاعاتِ بیشتر تنها در صورت تمایل در اختیارشان قرار گیرد).
  • مشتریان به جای تعریف یک مفهوم برای درک آن، به دنبال مثال‌هایی از آن هستند.
  • مشتریان انتظار دارند یک وضعیت پیش‌فرض پیشنهادی جهت سهولت برایشان در نظر گرفته شده باشد.
  1. مشتریان دارای محدودیت‌هایی هستند؛
  • مشتریان تنها می‌توانند اطلاعات ساده را بخوانند.
  • مشتریان فقط متنی که دارای جذابیت‌های بصری است را ممکن است تا انتها بخوانند.
  • مشتریان جملات کوتاه را می‌خوانند.
  • مشتریان نمی‌توانند چند کار را همزمان انجام دهند.
  1. مشتریان اشتباه می‌کنند؛
  • اشتباهات مشتریان را پیش‌بینی کنید تا برای ارائه راه‌حل‌های احتمالی آماده باشید.
  • مطمئن شوید اشکالی در سیستم وجود ندارد که مجبور باشید پیغام اختلال در سیستم را بدهید.
  • حتا طراح تجربه کاربری نیز ممکن است اشتباه کند، زمان و انرژی کافی را برای آزمون و بازخورد کاربران اختصاص دهید.
  1. حافظه بشر پیچیده است؛
  • مشتریان همواره در حال تغییر نظرات خود هستند پس بهتر است به حرف آن‌ها توجه نکنید و رفتار آن‌ها را در عمل مشاهده کنید.
  • حافظه مشتریان سرشار از خطا و اشتباهات است و آن‌ها به سرعت فراموش می‌کنند. پس نمی‌توانند در انجام کارها از یک بخش به بخش دیگر چیزی را به خاطر بسپارند.
  • مشتریان تنها قادرند 3 یا 4 مورد را در یک لحظه به خاطر آورند.
  1. افراد اجتماعی هستند؛
  • مشتریان همواره می‌کوشند از تکنولوژی برای اجتماعی بودن استفاده کنند.
  • مشتریان به ویژه در حالت عدم اطمینان، برای گرفتن راهنمایی در مورد کاری که باید انجام دهند با دیگران مشورت می‌کنند (همان سازوکاری که رتبه‌دهی یا نوشتن نقد و بررسی در وبسایت‌ها ایجاد می‌کند).
  • اگر مشتریان همزمان کاری را انجام دهند، این فعالیت مشترک آن‌ها را به نحوی به هم متصل می‌کند.
  • زمانی که مشتری، فرد دیگری را در حال انجام کاری می‌بیند، بخش‌هایی از مغزش (نرون‌های آینه‌ای) فعال شده و به صورت بیولوژیکی دوست دارد آن کار را تکرار کند.
  1. توجه؛
  • به نظر، کل ایده توجه کلید اصلی در طراحی یک تجربه کاربری مشارکت‌برانگیز است.
  • مغز مشتری به هر موضوع جدید و متفاوت توجه می‌کند. متفاوت بودن باعث می‌شود دیده شوید.
  • شما می‌توانید از برخی موارد برای جلب توجه استفاده کنید: رنگ‌های روشن، فونت‌های بزرگ و اصوات.
  • مشتریان به راحتی دچار حواس‌پرتی می‌شوند! اگر نمی‌خواهید این اتفاق بیفتد، از تعداد زیاد تصاویر متحرک و رنگ‌های تند در مواردی که لازم نیست استفاده نکنید.
  1. مشتریان تشنه اطلاعات هستند؛
  • مشتریان اغلب بیش‌تر از حجم اطلاعات قابل پردازش، درخواست اطلاعات می‌کنند. به این ترتیب احساس می‌کنند گزینه‌ها و کنترل بیشتری بر شرایط دارند.
  • مشتریان به بازخورد نیاز دارند؛ اگر رایانه پیغام «اطلاعات در حال بارگیری است…» را نمایش ندهد اختلالی در عملکردش ایجاد نمی‌شود و این کاربر است که نیاز دارد بداند چه اتفاقی در جریان است و پیغام را ببیند.
  1. پردازش ناخودآگاه؛
  • بخش عمده‌ای از پردازش ذهنی در ناخودآگاه اتفاق می‌افتد.
  • مغز عاطفی ما از تصاویر –به ویژه تصویر انسان‌ها- و داستان‌ها متأثر است و در تصمیم‌گیری‌ها نقش مهمی دارد.
  • تفکر آگاه ما برای تصمیماتی که می‌گیریم استدلال می‌آورد اما این بخش از تفکر علت انجام عملی از جانب ما نیست و بخشی از آن ناشی از تفکر ناخودآگاه ماست.
  1. افراد مدل‌های ذهنی خلق می‌کنند؛
  • مشتریان همواره برای انجام فعالیت‌های معین دارای یک مدل ذهنی هستند.
  • مدل ذهنی که یک مشتری درباره انجام یک فعالیت دارد ممکن است استفاده از رابط کاریری که طراحی کردید را ساده یا دشوار کند.
  • برای ایجاد تجربه کاربری مثبت می‌توانید مدل مفهومی محصولتان را با مدل ذهنی کاربر منطبق کنید و یا به کاربر یک مدل ذهنی متفاوت را آموزش دهید.
  • مهم‌ترین علت انجام پژوهش کاربر (User Search)، کسب اطلاعات پیرامون مدل‌های ذهنی کاربران است.
  1. سیستم بصری؛
  • اطلاعات را به نحوی دسته‌بندی کنید که کاربران بدانند هر چیزی را کجا جستجو کنند.
  • اندازه نوشته‌ها باید به اندازه کافی بزرگ باشد و غیرساده بودن آن‌ها موجب دشواری در خواندن نشود.
  • رنگ‌هایی که برای طراحی استفاده می‌کنید باید به لحاظ بصری هم‌خوانی داشته باشند.

 

Ref.

https://uxmag.com

Share Button
3,385 Comments
  1. <