اگر سخت کار کنید، آیا واقعاً نتیجه می‌گیرید!؟

به همه ما از سنین پایین‌تر گفته شده که اگر سخت کار کنید و کوشا باشید، نتیجه می‌گیرید. اگر درس بخوانید حتماً نمرات عالی می‌گیرید. اگر زیاد تمرین کنید در مسابقات ورزشی مقام اول را کسب می‌کنید. اگر محصول خود را با انگیزه بیشتری برای تعداد بیشتری از مشتریان معرفی کنید، حتماً فروش بیشتری خواهید داشت و … .

اما آیا می‌شود گفت این یک حقیقت است؟ آیا در دنیای واقعی سخت کار کردن همیشه به نتیجه مطلوب می‌انجامد؟ باید گفت که جواب این پرسش، به ویژه در محیط کار حرفه‌ای منفی است.

سخت تلاش کردن کارکنان، ممکن است شما را فریب دهد!

ممکن است فردی را استخدام کنید که پتانسیل زیادی دارد. این افراد با تلاش بسیار، سخت کار کردن و ساعت‌های اضافه کاری زیاد از دیگران پیشی می‌گیرند. آن‌ها واقعاً بیشتر از دیگران کار می‌کنند و شما فکر می‌کنید که اگر همه مثل این افراد کار می‌کردند حتماً دیگر هیچ رقیبی نمی‌توانست با شما رقابت کند.

مدتی می‌گذرد و شما با خود می‌گویید با این حجم تلاش و کار سخت هر لحظه ممکن است به نتیجه دلخواه برسید. نرسیدن به نتیجه بعد از مدتی ممکن است برای فرد باپتانسیلی که تازه استخدام کردید خسته‌کننده باشد. اگر معتقد باشیم که کار سخت همیشه نتیجه می‌دهد، پس چه چیزی در این میان دیده نشده است؟

این دقیقاً همان جایی است که کار سخت شما را گمراه می‌کند. موضوع این است که اگر دانش، مهارت و تجربه کافی برای انجام یک کار را داشته باشید، سخت‌کوشی واقعاً شما را به نتیجه می‌رساند. در غیر این صورت کار سخت تنها بی‌تجربگی، دانش اندک و مهارت ناکافی شما را نشان می‌دهد.

کدام یک برایتان مهم‌تر بوده؛ کار سخت یا نتیجه؟

با خود صادق باشید: سخت کار کردن کارکنان برای شما مهم‌تر است یا نتیجه گرفتن؟

در واقع یکی از بزرگ‌ترین مشکلات سازمان‌ها در مدیریت عملکرد کارکنان این است که برای سخت کار کردن ارزش بیشتری نسبت به نتیجه کار قائل می‌شوند. شاید یکی از دلایل این مسئله این باشد: وقتی یکی از کارکنان شما عملکرد بدی دارد و نتیجه‌ای نمی‌گیرد، به راحتی می‌توانید او را اخراج کنید. اما هیچ کس حاضر نیست فردی که سخت‌کوش باشد (اما در عین حال نتیجه نگیرد) را اخراج کند. حتی مدیرانی وجود دارند که نگه داشتن افراد سخت‌کوش را به کارکنانی که نتایج بهتری می‌گیرند ترجیح می‌دهند. مشکل اینجاست که این مدیران می‌خواهند به همان نتایج دست یابند در صورتی که افرادی را انتخاب کردند که کارشان کمتر به نتیجه می‌رسد!

به سخت کار کردن اهمیت زیادی داده می‌شود

عموماً سازمان‌ها برای افرادی که سخت کار می‌کنند، ارزش بیشتری قائل هستند. در مورد افرادی که اضافه‌کاری زیادی دارند باید به نکته مهمی توجه کرد. آیا این افراد با بیشتر کار کردن به نتایج بهتری رسیدند یا اینکه به سبب عدم توانایی در مدیریت زمان، دانش اندک یا مهارت ناکافی مجبورند برای کاری که باید در یک روز کاری انجام دهند، چند ساعت اضافه‌کاری کنند؟ بنابراین اینکه سازمان‌ها تنها ساعت‌های کاری یک فرد را به عنوان یک ارزش تلقی می‌کنند و به آن پاداش می‌دهند، ممکن است حتی در بهبود عملکرد کلی سازمان نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشته باشد.

همه این‌ها چه ارتباطی با مدیریت منابع انسانی دارد؟!

یکی از مهم‌ترین وظایف متخصصین منابع انسانی در یک سازمان آن است که مدیران را هدایت کنند تا تفاوت میان سخت‌کوشی/ ساعت کاری و نتیجه کار افراد را درک کنند. قطعاً مطلوب‌ترین حالت برای ما داشتن بهترین نیروهاست که سخت کار کنند اما این مسئله کمتر ممکن است اتفاق بیفتد. اگر بخواهید بین این دو – نیروی بااستعداد و نیروی سخت‌کوش- انتخاب کنید، بهتر است استعداد را انتخاب کنید. در حقیقت در یک سازمان همه باید بدانند، کار سخت اگر نتیجه‌ای ندهد، برابر با اخراج خواهد بود.

Ref: Halogen Blog

برای کسب اطلاعات بیشتر پیرامون نرم‌افزار مدیریت منابع انسانی نوماتک به پیوند زیر مراجعه کنید:

https://www.nomatec.net/Products/HRM

Share Button
1,133 Comments